موفقیت را احساس کنیم و عادت به آن را در خود پرورش دهیم!
وجود آرامش امنیت زیبایی خلاقیت و ابتکار در کارها و حضور درخشش در زندگی از ایدهآلهای همه ما انسانها از دیرباز تاکنون بوده است، همه ما تصور میکنیم که در فضایی توأم با صمیمیت صفا و سادگی بتوانیم به رمز و رازهای این جهان بیانتها به اندازه درک و فهم خودمان پی ببریم و از این کشف و شهود لذتی سرشار نصیبمان شود و به موفقیت دست یابیم، اما علی رغم این آرزوهای شیرین بشری در دنیایی به سر میبریم که ناآرام و پرتنش مینماید و عوارض فردی و اجتماعی این نوع آرامیهای آشکار و نهان در رفتارهای روانی اجتماعی همه انسانها در سطح خرد و کلان هویداست.
با این حال برای در امان ماندن از ابتلا به این همه مشکلات و نابسامانیها در جهان امروز بهتر است که با خلاقیت و ابتکار جریان زندگی را در هر محیط و شرایطی که قرار داریم غنی بارور رضایت بخش و خوشایند سازیم، مهمترین و اصلیترین اقدام برای ایجاد چنین شوق و ذوق و نشاطی در زندگی همانا تعیین هدف است که برای رسیدن به موفقیت ضروری است اما تعیین هدف هم میبایست با توجه به امکانات و ابزارهایی که در دسترس داریم یا امکان دستیابی به آنها برایمان وجود دارد صورت گیرد.

قابل حصول بودن هدف میبایست به طور نسبی واضح و روشن باشد تا برای مغز و دستگاه عصبی ما حکم یک عنصر حقیقی را پیدا کند و همان احساسی را به وجود آورد که اگر به هدف برسیم به ما دست میدهد بنابراین اگر با احساس ناکامی زندگی کنیم و دائماً ناکامیهایمان را با تمام جزئیاتش چنان در ذهن زنده نگه داریم که برای دستگاه عصبی ما به عنوان یک حقیقت معنا و مفهوم شود حال و روز شکست خوردههای واقعی را پیدا میکنیم از سوی دیگر اگر هدفی مثبت را در نظر بگیریم و آن را چنان در ذهن خود زنده نگه داریم که برای دستگاه عصبی ما به عنوان حقیقت تعبیر و تفسیر شود احساس برنده بودن اعتماد به نفس شجاعت امیدواری و نشاطی را که نتیجه رسیدن به هدف است تجربه میکنیم در عملکرد ناهوشیار ذهن ما یک راز وجود دارد احساس موفقیت را در وجودمان بیدار میکنیم و آن را در کنترل احاطه خود در میآوریم و سپس به کار میاندازیم و آنگاه که احساس موفقیت را در وجودمان پیدا کردیم با موفقیت دست به عمل و اقدام میزنیم.
زمانی که این باور و احساس درونی قدرت بیشتری یافت اشتباهات و عدم موفقیتهایمان نه شکستهایمان در امور جاری زندگی به کمترین میزان ممکن میرسد البته نمیبایست گمان کنیم که صرفاً داشتن احساس موفقیت و پیروزی به خودی خود منجر به کسب موفقیت واقعی میشود بلکه چنین احساسی انگیزه و اراده ما را بر انجام اعمال و فعالیتهای موفقیت آمیز بیشتر میکند یعنی وقتی در ذهن خود احساس موفق شدن را تجربه میکنیم مکانیزمهای دستگاه عصبی ما به طور ناهوشیار برای کسب موفقیت آماده میشوند.

نمونهای را برایتان نقل میکنیم چند سال پیش تصمیم گرفتم که گواهینامه رانندگی بگیرم پس از اقدام به ثبت نام و معاینه چشم پزشکی و امتحان آیین نامه راهنمایی و رانندگی بالاخره زمان آزمون عملی رانندگی فرا رسید ناگفته نماند که میزان ساعاتی که صرف آموزش رانندگی کرده بودم بالاتر از حد میانگیر بود ولی در همان لحظات اولیه امتحان به دلیل انجام یک اشتباه به ظاهر ساده و جزئی مردود شدم نوبت امتحان بعدی حدود دو ماه دیگر بود طی این دو ماه آنقدر مشغول کارهای دیگر بودم که اصلاً فراموش کرده بودم که چند ساعت به تمرین رانندگی بپردازم روز امتحان فرا رسید و من بدون هیچگونه تمرین عملی در محل امتحان حاضر شدم جالب است بدانید که در همان لحظات نخست و در میان ۵ نفر دیگر تنها فرد پذیرفته شده این آزمون من بودم در واقع عامل اصلی موفقیت من در این امتحان یک تمرین ذهنی دقیق در شب امتحان و احساس برنده بودن بود که در ذهن خود آن را تجربه کرده بودم!
احساس پیروزی و موفقیت در واقع رمز و کلید اصلی پیروزیها و توفیقهای همه ما در کلیه آزمونهای بیشمار زندگی است یکی از جوانانی که به عنوان یک فرد موفق در جامعه ما مطرح است راجع به احساس پیروز شدن که میتواند غیر ممکنها را به ممکن تبدیل کند چنین میگوید: هر وقت میخواهم کار دشواری را انجام دهم دنبال کسی میگردم که به زندگی خوشبین باشد و با پشتکار و اعتماد به نفس بالا به مبارزه و مقابله با مشکلات مسائل و سختیها برود دنبال کسی میروم که شهامت عمل و فعالیت و قدرت تجزیه و تحلیل مسائل را داشته باشد و با برنامهریزی دقیق و سخت کوشی بسیار با مشکلات برخورد کند دنبال کسی میروم که هنگام مواجهه با کارهای دشوار حتی یک قدم هم به عقب نگذارد و محکم و استوار بگوید کار سختی است اما من میتوانم آن را به انجام برسانم، اگر بخواهیم قدری به زمینه قبلی چگونگی به وجود آمدن احساس موفقیت رجوع کنیم میبینیم که علت عدم موفقیت بسیاری از دانش آموزان مدارس ابتدایی این است که از همان آغاز درس خواندن به آنها تکلیفی داده نشده است تا بتوانند با موفقیت آن تکالیف را انجام دهند لذا این دانشآموزان هرگز فرصت درک احساس موفقیت و برنده بودن را پیدا نکرده اند.

دانش آموزی که در آغاز دوران تحصیلی موفقیت را تجربه نکرده است هرگز امکان ایجاد و پرورش عادت به موفقیت را هم پیدا نخواهد کرد به این ترتیب این قبیل دانش آموزان اعتماد به نفس لازم را برای قبول مسئولیت به دست نمیآورد. کارشناسان در این مورد اعتقاد دارند که معلمان در سالهای نخست تحصیل میبایست به میزانی که به بچهها تکلیف شب بدهند که آنها بتوانند با پیام رساندن تکالیف داده شده طعم شیرین و فراموش نشدنی موفقیت را بچشند. تکالیف منزل میبایست کاملاً در حد و اندازه توانایی بچهها باشد به طوری که بتواند در آنها انگیزه درس خواندن و سختکوشی را به وجود بیاورد همین موفقیتهای کوچک به دانش آموز احساس موفقیت میدهد که خود زمینه ساز موفقیتهای آیندهاش میشود بر اساس آنچه بیان شد اگر به شکست و ناکامی عادت کنیم به احتمال زیاد احساس شکست را در ذهن خود پرورش میدهیم و این احساس به وجود آمده بر هر مسئولیت تازهای که در زندگی بر عهده میگیریم سایه میاندازد اما اگر در امور روزمره زندگیمان به گونهای برنامهریزی کنیم که موفقیتهای مختلفی را حتی در موارد جزئی و نه چندان با اهمیت کسب کنیم میتوانیم فضای موفقیت و احساس مثبت آن را در خود به وجود آوریم همین فضای ذهنی میتواند برای ما زمینه موفقیت در انجام کارهای مهمتر را فراهم کند.
به همین ترتیب قادر خواهیم شد که مسئولیتها و وظایف دشوارتری را در زندگی خودمان بر عهده بگیریم و پس از آنکه در آنها هم موفق شدیم باز هم به سراغ کارهای بسیار دشوارتر برویم یکی دیگر از عواملی که میتواند احساس موفقیت و به دنبال آن امکان موفقیت واقعی را در ما به وجود آورد این است که یک اصل کلی را در تمام فعالیتهایی که انجام میدهیم رعایت کنیم همانطور که ورزشکاران در ورزش وزنهبرداری ابتدا با وزنههای سبک این فعالیت را شروع میکنند و به تدریج بر وزن آنها میافزایند ما هم میبایست فعالیتهای خود را از بخشهای آسانتر و سبکتر شروع کنیم و کم کم بر سختی و سنگینی آن بیافزاییم این روند حرکتی امکان موفقیتهای زیادی را برایمان فراهم میکند و موجب بروز احساس موفقیت و سپس کسب موفقیتهای اساسیتر و مهمتر در زندگی ما میشود.

ایوان پاولف فیزیولوژیست روسی اظهار نظر بسیار جالب و ظریفی در مورد موفقیت کرده است به اعتقاد وی موفقیت فقط با دو عامل به تحقق میپیوندد اشتیاق زیاد برای انجام فعالیت و استمرار فعالیت تا رسیدن به هدفی که از قبل آن را انتخاب کردهایم عامل دیگر برای داشتن احساس موفقیت این است که اگر هر یک از ما به گذشته خود نگاه کنیم و مروری ذهنی بر آنچه که به ما گذشته است داشته باشیم ملاحظه میکنیم که حتماً موفقیتهایی داشتهایم و آنها الزاماً بزرگ و قابل انتشار نبودند به هر حال مهم نیست که دریابی مادر انجام چه کارهایی و در چه موقعیت اوضاع و احوالی موفق بودهایم بلکه مهم آن است که احساس موفقیتی که به دست آوردهایم که در اثر وقوع یک موفقیت عینی به دست آمده و مهم این است که میخواستیم کاری کنیم و موفق هم شدهایم بعد از یادآوری موفقیتهای کوچک و بزرگ گذشته بهتر است که تصویر آن موفقیت را با تمام جزئیاتش در ذهنمان زنده نگه داریم ،مثلاً در آن زمان محیط چگونه بود در اطراف ما چه حوادث و جریاناتی رخ میداد دیگران چه میگفتند کسب موفقیت ما در چه فصلی از سال بود هوا چگونه بوده اطراف ما چه کسانی حضور داشتند واکنش آنها چه بود و دهها مورد دیگر که میتوانید به آنها فکر کنید هر چقدر جزئیات بیشتری از این موفقیتها را به یاد بیاوریم بهتر است چون خواهیم دید که موفقیت گذشته را با تمام تازگی اولیه دوباره به طور زنده احساس میکنیم.
اگر بتوانیم احساسات گذشته خود را در مورد موفقیتهایمان به یاد آوریم قطعاً طعم شیرین موفقیت را دوباره احساس خواهیم کرد اینک با پیدا کردن اعتماد به نفسی تازه و همراه داشتن احساس خوشایند به سراغ انجام آن فعالیتهایی میرویم که مربوط به زمان و موقعیت کنونی ماست یعنی فعالیتی که قرار است ما را به هدفی خاص و مهم در زندگی برساند حال این شما هستید که میبایست ابتدا هدف اصلیتان را انتخاب کنید و با اشتیاق زیاد به سوی آن هدف حرکت نمایید چون تنها یک زندگی هدفدار است که میتواند با معنا آرامش بخش زیبا و سرشار از لذتهای روحی و معنوی باشد در این صورت نابسامانیها مشکلات کشمکشها و نارامیهای جهان کنونی کمتر میتواند لطافت و پاکی روح ما را به سمت و سوی شکست آزردگی خاطر و ناخوش احوالی بکشاند./منبع: سنجش




